ایران کوچک در قلب نقشه جدید امریکا که حوادث پاکستان مقدمه تحقق آنست
نقشه جدید و تقسیم شده منطقه بعنوان دکترین پنتاگون رسما بیان نمی شود، اما از آن در برنامه های آموزشی کالج دفاعی ناتو برای افسران عالیرتبه ارتش آمریکا استفاده می شود. از ایران، پاکستان، افغانستان، عراق و سوریه قرار است نقشه جدیدی برای منطقه بیرون بیآورند!
ک. آرشسازمان اطلاعاتی پاکستان به نیابت از سوی سازمان های اطلاعاتی امریکا از القاعده حمایت می کند. این سازمان از شاخه های فرعی سیا است. القاعده نیز مخلوق سیا بشمار می آید که سازمان اطلاعاتی پاکستان، به نیابت از سوی سازمان های اطلاعاتی آمریکا به طور پنهان از آن حمایت می کند. دخالت القاعده و یا سازمان اطلاعاتی پاکستان در توطئه ترور بی نظیر بوتو نشان می دهد که سازمان های اطلاعاتی آمریکا یا از این ترور آگاهی داشتنداند و یا در آن سهیم بوده اند. «تغییر رژیم»، با این هدف که رژیم نظامی بتواند وضعیت موجود را تثبیت کند، دیگر سیاست خارجی آمریکا نیست. سیاست خارجی واشنگتن به گونه ای فعال در مسیر تجزیه سیاسی و بالکانیزه کردن پاکستان قرار گرفته است. این روش در دل طرح های جنگی آمریکا قرار دارد و دو کشور افغانستان و ایران را نیز در بر می گیرد. هدف گسترده تر ایالات متحده، از هم پاشی دولت شهرها و ترسیم دو باره مرزهای عراق، ایران، سوریه، افغانستان و پاکستان است. ذخائر عظیم نفت و گاز پاکستان عمدتا در بلوچستان قرار دارد، خطوط لوله های نفتی که از این استان می گذرد و موجب شده تا ارتش به منظور حفظ منافع استراتژیک نفتی انگلیس و آمریکا؛ در این منطقه حضور مستمر نظامی داشته باشد. بلوچستان از لحاظ وسعت، 40 در صد خاک پاکستان را تشکیل می دهد و صاحب ذخائر مهم نفت و گاز و همچنین ذخائر وسیع مواد معدنی می باشد.
پل پیلار حدود سه دهه در دستگاه های اطلاعاتی آمریکا تحلیلگر بوده و حالا استاد مطالعات امنیت بین الملل است
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، در سخنرانی اش در اجلاس سالانه کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل (آیپک) با اشاره به برنامه اتمی ایران هشدار داد که اجازه نمی دهد ملتش در "سایه نابودی" زندگی کنند.
بخشی از سخنان او انتقاد از کسانی بود که هزینه حمله نظامی به تاسیسات اتمی ایران را بسیار بیشتر از هزینه تحمل ایران هسته ای می دانند، هر چند جمهوری اسلامی بارها گفته است که به دنبال جنگ افزار هسته ای نیست.
گیدئون لاوی از سال 1982 کار نوشتن در روزنامه هاآرتص را آغاز کرد. او در طی عمر حرفهای خود برنده چندین جایزه معتبر روزنامه نگاری و از آن جمله جایزه بهترین خبرنگار اروپا – خاورمیانه در سال 2008 شد. کتاب "مجازات غزه" او اخیرا در لندن و نیویورک منتشر شده است. مقاله زیر اخیرا از وی در روزنامه هاآرتص منتشر شده است.
روز چهارشنبه 8 فوریه 2011، کنفرانسی بینالمللی در واشنگتن دیسی بمنظور بررسی اوضاع حقوقبشر در بلوچستان پاکستان با حضور جدایی طلبان بلوچ برگزار شد، هدف اصلی این جلسه حمایت کنگره آمریکا از طرح دیرینۀ استقلال بلوچستان بود
.
.
دانا روراباچر عضو جمهوریخواه کنگره آمریکا در حالی که به چشمهای استاد دانشگاه جرج تاون خیره شده بود گفت؛ این موضوع یک شیرین کاری سیاسی نیست! این سخن او نتیجهگیری وی از نشست فوقالعاده مجلس نمایندگان آمریکا در مورد طرح استقلال بلوچستان پاکستان بود
جنبش کارگری سوئد که در بخش بزرگی از تاریخ
این کشور در قرن بیستم نقش سیاسی عمدهای داشته و سوئد مدرن دستاورد این جنبش تلقی
میشود، در بیست سال گذشته رو به ضعف نهاده است. حزب سوسیال دموکرات سوئد
پایینترین ارقام حمایت افکار عمومی را در تاریخ خود تجربه میکند و از تعداد اعضای
سازمان سراسری سندیکاهای کارگری سوئد برای شانزدهمین سال پی درپی کاسته میشود.
همهی نشانهها حکایت از بحرانی عمیق و طولانی دارند. اما پدیدهی بحران در سوسیال
دموکراسی ویژهی سوئد نیست و ما در سراسر اروپا شاهد آن هستیم. از مجموعه اتباع
اتحادیه اروپا امروزه تنها ۳ درصد زیر فرمان دولتهای سوسیال دموکراتاند. چرا چنین
شده است؟ برنامهی Konflikt (کشمکش)،مجله سیاسی صبح شنبه کانال اول رادیوی ملی سوئد
در روز ۱۱ فوریه به این موضوع پرداخت که ما به دلیل اهمیت آن، خلاصهای از مهمترین
بخشهای آن را در اینجا عرضه میکنیم.
کنفرانس گزینشی اخیر اپوزیسیون دراستکهلم که برای چندمین بار پنهان کاری بخش هایی از اپوزیسیون را به اثبات رساند، اعتراض اکثریت مستقلین و روشنفکران اپوزیسیون را برانگیخت، این کنفرانس تائیدی دوباره بر عدم صلاحیت سیاسی و ناشایستگی اپوزیسیون برای طرح فرامرزی اپیزودهای سیاسی ایرانیان است.
کنفرانس استکهلم تحت عنوان «اتحاد برای دموکراسی» که اخیرا توسط
بنیاد اولاف پالمه برگزار شد، به دلیل غیرعلنی بودن و عدم شفافیت، شائبههایی را
دامن زد که موجب شد بخش مهمی از بحثهای مربوط به این کنفرانس در ارتباط با رفع این
شائبهها و ابهامات صورت پذیرد. آیا بهتر نبود این بنیاد به جای کنفرانسهای مخفی،
محدود و دربسته، مبتکر گردهمآییهای گسترده، علنی و آزاد برای جامعه ایرانی باشد
که در آنها عمق بخشیدن به اندیشههای سیاسی و چگونگی جلب همه طرفهای درگیر به
توافق وسازش سازنده، در دستور کار قرار گیرد؟
• این نخستین
بار نیست و آخرین بار نیز نخواهد بود که دولتهای امپریالیستی و اسرائیل با دادن
امکانات مالی و رسانهای به مشتی «سیاستباز» حرفهای، یعنی کسانی که سیاست را به
کالا تبدیل کرده و با آن داد و ستد میکنند و از این راه به ثروتهای کلان
رسیدهاند میکوشند سازمانی شبیه آنچه در لیبی و سوریه بهوجود آوردند، برای ما
ایرانیان نیز بهوجود آورند ...
مبارزه مسالمت آمیز مدنی یکی از اشکال جدی مبارزه است که طی یکی دو دهه گذشته مورد
استقبال اپوزیسیون ایرانی قرار گرفته است.
مبارزه مسالمت آمیز گرچه به قدمت
تاریخ بشرهمیشه در کنار اشکال خشونت آمیز و قهر انقلابی وجود داشته اما طی نیم قرن
اخیر و وبویژه پس از جنگ جهانی دوم که نمایش اوج خشونت بشری بود. به عنوان یکی از
اشکال جدی مقاومت و مبارزه تئوریزه شده و افق های جدیدی در عرصه مبارزه اجتماعی را
بر روی ما گشوده است.
موفقیت و پیروزی جنبش استقلال مردم هند و مبارزات مدنی
ضد نژادپرستی دهه ۶۰ در ایالات متحده به مبارزه مسالمت آمیز مدنی جان تازه ای
بخشید. در ایران مبارزه مسالمت آمیز مدنی بسیار پیشتر از تجربه جهانی مدون شده
کنونی آن در هند و ایالات متحده و یا آفریقای جنوبی وجود داشته است. این تجربه
گرانبها متاسفانه تحت تاثیر سایه سنگین تفکر شیعه از یک جهت و انقلابی گری چپ از
طرف دیگر از عرصه تفحص فکر ایرانی پنهان مانده و ما را از این گنجینه ملی محروم
نگاه داشته است.
در
ایالت بلوچستان پاکستان وقتی از خانه بیرون بروید، خطر این که سالم بر نگردید زیاد
است. ایالتی که با ایران و افغانستان مرز مشترک دارد. دولت پاکستان برای سرکوب شورش
جدایی طلبان بلوچ صدها مأمور اطلاعاتی خود را در کویته مستقر کرده است. دولت
پاکستان به راحتی به خبرنگاران خارجی اجازه سفر به کویته را
نمیدهد.
باید
تلاش کنیم که به آزادی بیان در جامعه مجازی احترام گذاشته شود
بشر در چند سال اخیر
قدم در دنیای جدیدی گذاشته است که بدون شک یکی از مهم ترین دستاوردهای آن تحول و
دگرگونی اساسی در ارتباط با نحوه نشر اطلاعات است. وبلاگ یا بلاگ نمونه ای
در این زمینه بوده که با توجه به ماهیت اینترنت و ویژگی دوطرفه بودن وب و تنوع
در کاربردهایش در کانون توجه علاقه مندان قرار گرفته و همچنان در حال رشد و گسترش
است.وبلاگ و وبلاگ نویسی همچنان روند توسعه و گسترش خود را ادامه داده و هر
روز بر تعداد وبلاگ نویسان افزوده می شود.
با افزایش تدریجی تنش بین جمهوری
اسلامی و غرب، برخی از محافل "با تجربه" اپوزیسیون برونمرزی نیز برای ارائه
آلترناتیو، آموزش و تشکیل "دولت در تبعید" به یارگیری و جذب شخصیت های شناخته شده و
جلب توجه "محافل تصمیم گیری" کـُنش و تلاش های خود را دوچندان کرده اند. طبیعتاً
میزان موفقیت این گروهها، حداقل در مراحل اولیه یارگیری، بستگی به پشتوانه مالی و
هـُنر آنان برای جلب سرمایه از منابع متعدد و ارائه تسهیلات و امکانات کافی برای
شرکت کنندگان در ائتلافات محتمل آتی دارد.
فوکویاما: زوال طبقه متوسط، خطری برای آینده دموکراسی
فرانسیس فوکویاما، پروفسور علوم سیاسی در دانشگاه استنفورد آمریکا و از نظریهپردازان سرشناس تاریخ تحولات سیاسی جهان، در مطلبی که مرکز پژوهشی «شورای روابط خارجی» در آمریکا منتشر کرده این پرسش را مطرح میکند که «آیا در پی زوال طبقه متوسط آینده دموکراسی لیبرالی در جهان به خطر خواهد افتاد؟»
سلام امیدوارم انچه میگویم دولتی یا سیاسی وغیره نباشد به نظر من بلوچها مردمی خوب و دوست داشتنی هستند اما مشکلات انها فقط مربوط به حکومت و ظلم و ستم واز این حرفها نیست بزرگترین مشکل بلوچ امروزی این است که قشر متوسط در درون ان وجود ندارد یعنی به دو قشر خیلی پولدار یا کاملا فقیر تقسیم شده اند اینکه چرا در باند متوسط رشدی از خود نشان ندادهاند از حوصله این بحث خارج است اما من حتم دارم که این موضوع توانسته بستری فراهم کند که عدهای که به ظاهر به فکر قوم بلوچ هستند ولی در واقع به دنبال اهداف دیگری هستند که هیچ ربطی به رفع مشکلات بلوچ ندارد رشد پیدا کنند
مسعود بارزانی، رئیس حکومت اقلیم کردستان عراق اخیرا در گفت و گو با بی بی سی فارسی در مورد آینده این اقلیم در ده سال آینده گفت که پیش بینی او "کردستانی توسعه یافته و مستقل" است.
در این مقاله سعی خواهیم کرد آرزوی آقای بارزانی را در رابطه با بوجود آمدن کردستانی مستقل در شمال عراق با تواجه به شرایط داخلی کردستان و عراق مورد ارزیابی قرار دهیم.
کردها که از آنها به عنوان بزرگترین اقلیت بدون دولت در جهان نامبرده می شود، از لحاظ داخلی، موقعیت جغرافیایی، ژئوپولیتیکی و تقسیم شدن میان چهار کشور منطقه نزدیک به دو سده است که با عناوین و شیوهای گوناگون در جهت استقلال، خودمختاری و فدرالیزم گام برداشته اند.
• خطر نفوذ
بنیادگرایی یهودی می بایست به همان میزان خطر بنیادگرایی اسلامی جدی گرفته شود چرا
که نقش آنان در شکست مذاکرات صلح و تهدید سیاسی – اجتماعی برای اعراب درون مرزهای
قراردادی رژیم اسرائیل و جامعه سکولار انکارناپذیر می باشد ...
ورود پدیده ی بنیادگرایی مذهبی به زیست اجتماعی جوامع خاورمیانه یی جدا از بستر
عینی آن در بافت فرهنگی چنین جوامعی، در طی چند دهه ی گذشته حوزه سیاسی آنان و به
تبع محیط بین المللی را نیز تحت تاثیر خود قرار داده است. تاکنون نسبت به
بنیادگرایی اسلامی بحث های زیادی شده است اما این پدیده به عکس تصور القاء شده تنها
مختص جوامع مسلمان نبوده است. حتی فراتر از خاورمیانه و در شرق آسیا نیز در طی سال
های اخیر راهب های سرتراشیده و نارنجی پوش بودایی محور بسیاری از منازعات سیاسی
بوده اند. هم چنین از دوران "رونالد ریگان" رئیس جمهوری اسبق آمریکا با نقش آفرینی
مستقیم پیروان کلیسای انجیلی در حوزه سیاست و روانه کردن نئومحافظه کاران افراطی به
کاخ سفید به نظر می رسد که بنیادگرایی مسیحی نیز در بزرگترین هژمون بین المللی
جایگاه تعیین کننده یی یافته است. جامعه جهانی و به خصوص غرب با تمرکز بر
بنیادگرایی اسلامی به عنوان جزیی از این کل واحد، متاسفانه در این سال ها "کلیت" و
ماهیت عمومی این موضوع را دستخوش یک دوگانگی سودمندگرایانه و گزینشی جهت دستیابی به
اهداف ژئوپلتیک کرده است.
طرح خاورمیانه بزرگ، طرحی راهبردی بر اساس قطب بندی صنعتی- اقتصادی در منطقه و منافع مشترک کشورها با آمریکاست. طرحی که میتواند موقعیت برتر و بالاتر آمریکا را در برابر کشورهای رو به توسعه برای دههها تثبیت کند، اما اجرای این طرح با وجود حکومتهای ارتجاعی، بیکفایت و غیر شفاف در منطقه ثروتمند خاورمیانه امکانپذیر نیست.
آنچه من دریافته ام این است که مردم سایر نقاط پاکستان از جمله اسلام آباد از واقعیت های پیرامون بلوچستان غافل و حتی علاقه چندانی به آن نشان نمی دهند، هرچند استثناهایی مربوط به حکومت وجود دارد.
یکی از وابستگان حزب مردم بلوچستان در
مطلبی می نویسد:
«گر چون دیگران سرت را بمانند کبک در
برف فرو نبرده و منکر وجود قوم، ملیت، ملت و یا خلق فارس در ایران امروز نیستی، راه
حل شما برای اینکه این اقوام و یا --- بی اصل و نسبت و بی بته و تاریخ بلوچ، کورد،
عرب، تورک، تورکمن، لر و...از فارسها این همه بد نگویند و به کینه و نفرت بیشتر
دامن نزنند و خدای نکرده دم گربه از طرف بلوچستان و پوزه اش از طرف کردستان صدمه ای
نبیند و بتواند با همدیگر و با احساس برابر حس وطن دوستی ایرانی داشته و حس مالکیت
یکسان بر این سرزمین و کشور مشترک داشته باشند؛
چیست؟»
انها دست در دست به پیشواز مرگ
رفتند! گزارشی از قتل عام
روستائیان کرد توسط ارتش ترکیه
زمانی که
روستائیان جنازهی تکه تکه شدهی جوانان کورد را که طی بمباران جنگندههای ارتش
ترک قربانی شدند را پیدا کردند انان دست در دست داده بودند.
کشتار شامگاه
چهاشنبه (۲٨ دسامبر) اهالی روستای روبوسکی واقع در بخش قلیبان استان شرناخ، از سوی
جنگندههای ارتش ترک، که طی ان ٣٨ تن قربانی شدند، زخمی عمیق در دل انسانها برجای
گذاشت. کشتار ٣٨ جوان غیر نظامی کورد، واقعیت و تراژدی مناطق کوردنشین را باری
دیگر اشکار ساخت. باردگر اشکار گشت که کودکان منطقه، بخاطر زندگی مشقت بارشان
محکوم به بزرگ شدن زودهنگامند. مخصوصا کودکان مرزنشین کورد، که به دلیل معیشت
زندگی خانواده ناخواسته مجبورند به کار پر مخاطرهی کولبری تن دهند.
به بهانه مرگ کیم یونگ ایل چند نکته و کمی بیشتر در
باب یک مغالطه تاریخی-ایدئولوژیک
پریسا نصرآبادی
۱. تفسیری
که ذیل این عکس آمده است، یکی از برجسته ترین نمونه های تقلیل یک مکتب و ایدئولوژی
سیاسی-اقتصادی به پاره گزاره هایی عرفانی است. لیبرالیسم ایرانی برای "بازاریابی"
خود گاه به حکمت اشراق هم متوسّل می شود و چنین می گوید که نور لیبرالیسم بر جهان
می تابد و جهان منوّر می شود و با این حساب جهان و هستی ما چیزی جز لیبرالیسم نیست!
لیبرال های جوان، برای توضیح خود و نفی دیگری خطرناک، تنها راه عوامفریبی را در پیش
گرفته اند. ایدئولوژیک بودن در متن مبارزه طبقاتی برای هر دو طرف درگیر جنگ، اجتناب
ناپذیر است. مشکل از جایی آغاز می شود که "ایدئولوژیک" و "دماگوژیک" با هم عمداً
خلط می شود و از این پس، هر پاسخی به گِل می نشیند و تنها پوزخند است که مجاز می
شود.
• در سوسیالیسم
قرن ۲۱ که در پیش روی بشریت قرار دارد باید در عین حفظ دستاوردهای سوسیالیسم دیروز،
پایه های نوع نوین دموکراسی که در آن رسانه ها در انحصار تراست هایی چون مرداک و
برلوسکنی قرار نداشته باشند و عامل توجیه عملکرد سیاستمداران و کارگزاران سرمایه
داران دزد و غارتگر نباشند، پی ریخته شود ...
نوشته زیر برای روزنامه شرق فرستاده شد که سردبیر محترم آن روزنامه وزین با درج
آن مخالفت ورزید. سیامک طاهری
درصفحه نخست روزنامه شرق ۱۹ مهر
۱٣۹۰ یک یادداشت از آقای محمدی در رابطه با بحران سرمایه داری و پیامدهای پیدایی
جنبش اشغال وال استریت به چشم می خورد .نویسنده محترم در بخش نخست نگاشته خود به
درستی چنین می آغازد: "کارل مارکس با تقسیم تاریخ بشری به دوران کمون اولیه،
بردهداری، فئودالی، سرمایهداری و کمونیسم و نیز تاکید بر اینکه «تاریخ همه جوامع
تاکنون، تاریخ مبارزه طبقاتی بوده است»، یکی از پرنفوذترین و بحثبرانگیزترین
مکاتب فلسفی جهان را بنیان گذاشت. هنگامی که این اندیشمند کمنظیر در سال ۱۸۸۳
درگذشت، «مارکسیسم» در میان متفکران ریشه دوانده بود و به فاصله اندکی در رده
برترین و بحثبرانگیزترین مکاتب نظری جهان قرار گرفت."
• در سال ۲۰۰۷
درس دین مسیحیت و بینش انسانی به «دین، بینش زندگی و اخلاق» تبدیل شد. این درس جدید
با این هدف در میان درس ها گنجانده شد تا این امکان را به همه ی دانش آموزان مدارس
بدهد، تا با پایه های ادیان مختلف آشنایی پیدا کرده و به نوعی تمرین در زمینه
«تولرانسه یا تحمل عقاید دیگران» داشته باشند ...
فرانسه و امریکا، تنها کشورهایی در دنیا هستند که مدارس لائیک ـ غیر دینی ـ داشته و
آموزه ها و مراسم دینی جایگاهی در دروس و برنامه های آموزشی آنها ندارد. در نروژ
دین یک امر خصوصی محسوب شده، و تبلیغ آن در حوزه ی عمومی بر خلاف قانون می باشد.
اما هر از گاهی تفکیک این حوزه ها مخصوصا موقعی که آئین های دینی به بخشی از عادات
و عنعنه ها یا به عبارتی به «سنت» tradisjon مردم میزبان تبدیل می شود، دشوار می
گردد. مدارس نروژ با وجود آنکه 120 سال است استقلال و جدایی خود را از کلیسا اعلام
کرده و امروزه گامهای مهمی را در فرآیند تکاملی خود برای ارائه ی مدل های «مدارس
چند فرهنگی flerkulturellskole »، «چند ملیتی fleretniske skole» و «چنددینی
flerreligiøse skole» طی کرده ولی هنوز نمی توان به صراحت ادعا کرد که به این مقصد
نائل آمده و از قید و بند آئین های مذهبی خلاص شده است! چرا که بسیاری از سنت های
tradisjoner موجود از قبیل ایام مبارک høgtider، کریسمس Jul، عید پاک Påske، غسل
تعمید konfirmasjon پیشینه ی خود را از دین مسیحیت گرفته جایگاه ویژه ای در فرهنگ
مردم نروژ داشته و تبدیل به آداب و رسوم آنها شده است.
این مطلب در پاسخ به نظر یکی از خوانندگان است که در مطلب قبلی
آمده
ایمیل دریافتی/
آقا یا خانم بلوچی (در واقع ناصر بلیده ای) که بعید می دانم بدون وابستگی به حزب مردم اینقدر سینه چاکانه از آنها
دفاع کنید ، ضروری می دانم مواردی برای شما و خوانندگان گرامی شرح دهم .
اولا : اگر شما وابسته یا از اعضای حزب مردم نیستید پس چرا از آنها دفاع می
کنید؟ مسئولیت هرکس با خودش است ، همانطور که بنده مطلب می نویسم و مسئولیت نوشته
های خود را بر عهده دارم و خودم از محتوای وبلاگم دفاع می کنم چه ضرورتی دارد که
شما که بقول خودتان اصلا طرفدار حزب مردم نیستید از این حزب دفاع کنید؟ مگر وکالت
حزب مردم به شما محول شده است که در وب بگردید و در وبلاگها و کامنت ها به انتقادات
از حزب مردم پاسخ بدهید؟ مسئولیت پاسخگویی هرگونه سیاست هایی که حزب مردم در پیش
بگیرد و انتقادات بنده و بسیاری از وبلاگ های دیگر به این حزب ، خود حزب مردم است و
نه کسان دیگری . چرا شما تا این حد احساس مسئولیت کردید و این را وظیفه خود دانستید
که حتما دفاعیه ای و دفاعیه هایی از حزب مردم را در وبلاگها نشر دهید؟
وقتی حرف از دموکراسی به میان می آید
چشم های کنجکاو به این طرف و آن طرف می چرخند و آن را در جایی دور می پندارند،
مردمک چشم گشاد می شود تا بهتر ببیند این دنیای رویایی را ، اما هر چه بهتر می
بینند پنبه می شود آنچه در ذهن خود رشته اند ، پس در می یابد که در دموکراسی فاصله
از حرف تا عمل بسیار است.
وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357
همانطور که بسیاری از معادلات ملی و بین المللی را تغییر داد در همان بدو وقوع باعث
تحولی مهم نیز در منطقه بلوچستان شد، تحولی که به گمانم اگر شکل نمی گرفت شاید هنوز
هم سیستم اداره امور در دست خوانین بود، خوانینی که تا قبل از انقلاب همیشه در رأس
بوده اند و با استثمار مردم ، خود را در پیشگاه جکومت مرکزی به عنوان نماینده تام
الاختیار مردم بلوچ معرفی می کرده اند و برایشان فرقی هم نمی کرده که این حکومت
قاجار باشد یا پهلوی.
آدم ها تغییر کردند ، برنامه ها تغییر
کرد و قانون اساسی شکل گرفت ، قانونی که فرصت و قدرت را از مرفهان بی درد و تمایت
خواهان گرفت و به مردم هدیه کرد تا هر کس خود نقشش را بر روی صحنه به اجرا بگذارد و
با شکل گیری بازی برد برد، حق به صورت مساوی بین صغیر و کبیر تقسیم
شود.
معمایی مضحک در عصر حقوق بشر و بیداری جهانی!تشکلی
کاملا سیاسی و زیرشاخه ای از امپریالیسم وحشی آمریکایی به خود مشروعیت بخشیده و
فعالیت های تحمیلی خود بر مردم بلوچ را تکلیف انسانی خود دانسته و برای آن حجت شرعی
می آورد!
چرا
اپوزیسیون بلوچ در دهه های پیش بطور کامل متلاشی شد؟
داستان این
شکست همیشگی چیست؟
از آنجاکہ
اکثریت گروههای سیاسی بلوچ تاکید دارند کہ مسایل مربوط بہ بلوچستان با اهمیت بیشتری
مطرح شوند و اخیرا نیز در وبلاگ های بلوچی از مستعار گویی و پنهان کاری بعضی اشخاص
انتقاد شده است ، و بجهت اینکه بتوان بہ یک اجماع و زبان مشترک دست یافت و نقدها و
نظرها در چهارچوب واقعیت های موجود بیان گردند ، بہ چگونگی تاثیرات احزاب بلوچی می
پردازم تا در فضایی شفافتر با کارکرد این جریانات بیشتر آشنا شویم
.
پس از آنکه مطالبی را در وبلاگ منتشر
کردیم که حزب مردم و اطرافیانش سختشان آمد نتوانستند این حقارت و زبونی را تحمل
کنند و با ارسال نظر و ایمیل خواهش کردند که مطالب و مقالات تند را نگذاریم تا چهره
حزب به اصطلاح مردم بیشتر ازین خراب نشود،ما هم گفتیم باشد یک مدتی روش مدارا را در
پیش میگیریم،اما بنظر میرسد اینها حاضر نیستند اصلاح شوند و رنگ مردم را بخود
بگیرند و همچنان به انتشار سیاستپس از آنکه مطالبی را در وبلاگ منتشر
کردیم که حزب مردم و اطرافیانش سختشان آمد نتوانستند این حقارت و زبونی را تحمل
کنند و با ارسال نظر و ایمیل خواهش کردند که مطالب و مقالات تند را نگذاریم تا چهره
حزب به اصطلاح مردم بیشتر ازین خراب نشود،ما هم گفتیم باشد یک مدتی روش مدارا را در
پیش میگیریم،اما بنظر میرسد اینها حاضر نیستند اصلاح شوند و رنگ مردم را بخود
بگیرند و همچنان به انتشار سیاست متعفن حزبی خود ادامه میدهند
.
آنگونه
که جامعه شناسان معتقدند، توازن و تواضع، تحمل دیدگاه و روش دیگران در سیاست، از
معیارهای عمده توسعه سیاسی یک جامعه است و در مقابل رشد تهمت و افترا و استهزاء و
ادعاهای مبتنی بر بطلان عقیدتی دیگران از ناحیه هر گروهی که باشد از ملاکهای تعصب
گرایی و بد اخلاقی سیاسی و انحطاط سیاسی جامعه تلقی میشود.
حزب مردم بلوچستان خود را یک حزب دموکراتیک
میداند و ایدئولوژی خود را برگرفته از خواست و اراده مردم بلوچ معرفی نموده است،
اما این تعریف قابل قبول نیست، چرا که مثالهای متعددی وجود دارد مبنی بر خودکامه
بودن این حزب. از مشخصه های بارز آن اینکه هرگونه انتقاد نسبت به عملکرد خود را
بایکوت نموده و رسماً اساسنامه تشکیلاتی خود را بیخاصیت کرده است
.
شبکه تلویزیونی BBCفارسی در اقدامی مغرضانه و بدور از چارچوب های خبر رسانی مباحثی در زمینه مسائل قومی در ایران را در صدر برنامههایش قرار داده است .مجموعه برنامههایی که در این شبکه خبری که علاوه بر ادعای بیطرفی و جدیت در سنجش منابع، بار سنگین "رسانه دولتی" بودن را نیز بر دوش میکشد، نه فقط کمکی نبودند به فهم و درک بهتر این دست مسائل بلکه بدون اغراق میتوان آنها را در راستای تلاشهایی دانست کهتمامیت ارضی ایران را به مخاطره می اندازد.
نگاهی به انتخاب افراد مصاحبه شونده که مشتمل بودند بر برخی از اعضای گروهک های اپوزیسیون و افراطی همچون پ.ک.ک، پژاک، کومله، حزب دموکرات ٬حزب مردم بلوچستان و نیز شیوه تفسیر اخبار و مباحث مرتبط با فعالیتهای خرابکارانه آنها،همه و همه از همدلی و همسویی گردانندگان و مجریان تلویزیون فارسی بی.بی.سی با دیدگاه های افراطی کسانی داشت که با هدف تجزیه ی ایران اقداماتی را انجام داده اند ، اوج این ماجرا برنامهای بود که در آن گویی گردانندگان این شبکه خبری و مجریان آن تمامی تعارفات را کنار گذاشتند و نیت کردند که همنوایی خود را با این دست جریانات سیاسی-نظامی حتی در عنوان برنامه نیز آشکار سازند: "درگیریها در کردستان، بر سر حقوق قومی یا استقلالطلبی؛
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم اگر غم لشگر انگیزد که خون عاشقان ریزد من و ساقیبهم سازیم و بنیادش براندازیم شعر از حافظ
یکی از مشکلات فعلی جامعهٔ ما پایین بودن آستانهٔ تحمل انتقاد و نقادی است و کوچکترین انتقاد خیرخواهانه با هجمههای وحشتناکی مانند بیانصافی، سیاه نمایی و تخریب پاسخ داده خواهد شد چرا؟؟؟
آیا این نوع انگ زدن ها و دهها نمونه دیگر ازاین قبیل شایسته انسان است ؟
با سلام و عرض ادب
هر کسى کو عیب خود دیدى ز پیش کى بدى فارغ خود از اصلاح خویش غافلند این خلق از خود اى پدر لاجرم گویند عیب همدگر
دستتون درد نکنه جناب عبدالکریم بلوچ
می گویند آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است.
جناب عبدالکریم بلوچ این نوع انگ زدن ها ، یعنی ذبح کردن انسانیت، ذبح کردن شرافت و صداقت انسان ، ذبح کردن شجاعت و صراحت و نیک اندیشی و نیک رفتاری ، آیا انگ زدن به این شکل و به این حالت می تواند مشکل شما و حزب مردم را حل کند ؟؟
مسعور رجوی رهبر مجاهدین خلق و رحیم زردکوهی بنیان گذار جنبش تجزیه طلبی هر دو از وطن فروشان و مزدوران صدام حسین دیکتار معدوم عراق می باشند این هر دو نفر برای گرفتن پول و امکانات به دست بوسی صدام رفتند و نام نیکی برای خود در وطن زادگاه خود بجا نگذاشته اند. آقای عبداله بهتر است شما فقط از طرف خودتان صحبت کنید به نظر نمی رسد که شما وکالتی یا نمایندگی از طرف ملت بلوچ داشته باشید اگر سخنگویی از طرف ملت به شما ارایه شده است بهتر است آنرا برای آگاهی عموم ارایه دهید و سپس از طرف ملت بلوچ حرف بزنید. اگر نه این هم یک نوع جعل یا بقولی تحمیل خودتان بعنوان سخنگویی ملت بلوچ است. شما امروز به احتمال خیلی زیاد در اروپا نشسته اید و وضعیت بلوچستان را در اروپا می بینید. امروز اکثریت قریب به اتفاق مردم بلوچستان در پشت سر مولوی عبدالحمید هستند. مولوی عبدالحمید از کسانی است که سرسختانه مخالف تجزیه بلوچستان از ایران است. او در هرفرصتی این نظریه خود را اعلام کرده و از آن شدیدا" حمایت میکند. اگر شما استقلال طلب هستید باور کنید که با یک اکثریت بزرگی از خود مردم بلوچ که مخالف استقلال هستندروبرو هستید. استقلال طلبی دوستان فقط یک بهانه است برای شانه خالی کردن از زیر بار مسولیت ، همبستگی با مردم و مبارزه بر علیه دیکتاتوری آخوندی.جریانات استقلال طلب از بیکاری به نشستهای محفلی روی می آورند، به دور از واقعیتهای جامعه بلوچستان و خواسته های بحق آنان که آزادی و دموکراسی و رفع تبغیض است به تعریف و تمجید از خود و ناسیونالیسم بلوچی می پردازند که بطبع آن دشمنی جعلی بنام ملت پارس علم میکنند و جنگ ملت ها را تحریک میکنند. سخنگوی استقلال طلبی که از افشای نام خود میترسد چطوری میخواهد کشوری را اداره کند! میربلوچ
با نهایت تائسف مقاله
آقای صمد مرادی را مطالعه کردم وجای بسی افسوس ونگرانی است که افرادی بسن سال آقای
مرادی که باید منادی وحدت و یک پارچگی قومی وملی باشند ایشان هر از چند گاهی خود
نشان میدهد و بدون اجازه وصلاحدید وکالت حزبیها وگروها ی سیاسی بلوچ را بعهده
میگیرد وفضای بوجود امده دوستی را با اهانتها وبرچسبها ی بی اساسی الوده میکند
یاداور میشوم همین وکیل مدافع چندی پیش برای مردگان پرونده تشکیل داد وبدفاع از
اقایان شگیمی برخواستند مقالاتش در بسیاری از سایتها موجود است نامبرده در نوشتارش
از رفتار دیگران نسبت به گروهای فعال سیاسی انتقادت میکندو باز فراموش میکنند خودش
همان رفتار را پررنگتر وزننده تر تکرار ومنتشر مینماید عزیزان شاید این اقای غرضی
نداشته باشد وشاید علت پیری زودرس باشد چون متوجه نیست همان کاری را میکند که باب
طبع دشمنان ملت ما است . ولی میگویند . تو پاک باش برادر مدار از کس باک = زنند
جامعه نا پاک گازران بر سنگ ویا انرا که حساب پاک است = از محاسبه چه باک است
خسرو عزیز میگویند بزرگی بعقل است نه بسال امیدوارم در جواب مرادی از خود صبر و
تحمل نشان بدهید شایسته تر است
با آنکه برخی از مدعیان روشنفکری از
دموکراسی و حقوق بشر سخن می گویند، اما گفتار و رفتارشان بسیار دگرسان و متضاد است
و در واقع ارتجاع سیاسی بخشی از جوهره وجودی شان گشته
است.
انگار بلوچها
قبلا تابع کشوری دیگر یا به قول مجهولشان بلوچستان بوده اند!!!
محمد ریگی – از روزی که مقاله «استقـلالِ بلوچستـان بهتریــن
راهِ نجــاتِ ملـتِ بلــوچ » را خوانده ام دلم سخت گرفته، در خیابان ها چشم به زمین
راه می روم، تو چشم کسی نگاه نمی کنم ، خدا نکرده کسی آنرا( مقاله فوق را) خوانده
باشد و فکر کند که من بلوچ با وجودی که کسی دیگر هستم هم چنین اندیشه هایی دارم.
پیش خودم سخت در خجالتم. اصلا نمی دانم چرا بعضی ها کاغذ سیاه می
کنند.
چه چیزی را می
خواهند با چنین منطقی و با چنین زبانی غیر متمدنانه و به چه کسی آن را ثابت می
کنند؟
در واکاوى
مرزهاى ناسیونالیسم،زبان، تاریخ، مذهب، رسوم و سنن، نژاد و تبار و قوم و غیره، همگى
در ظرفى بهنام "وطن مشترک" مادیت یافته و باعث ایجاد ادراک و احساس وطندوستى یک
ملت میشود. موجودیت و استمرار بقاى وطن خاکى، عامل عینیتبخشى و متبلورسازى همهى
آمال، ارزشها و خواستهاى مشترک ناسیونالیستى است و وطنخواهى و وطندوستى فینفسه
و بالذات، بهطور مجزا از هر شرط و ارزش و عامل دیگرى، متعالیترین ارزش ملتخواهى
در باورهاى افراطیگرایانهى ناسیونالیستى
است.
برترى وجه و غالبیت هر یک از عوامل
معرف و شکلدهندهى یک ملت بر وجوه دیگر، مؤیّد بروز یک گرایش خاص ناسیونالیستى در
وطنى خاص است. بهطورى که مثلاً وجه غالب پیداکردن عامل تاریخ و قوم و نژاد مشترک
نسبت به عوامل دیگر در نزد ملتى در حوزهاى به نام وطن ملى، متعالیترین آمالها و
ارزشهاى ناسیونالیستى را در افراطیترین صورت ملتخواهى برتریطلبانهى نژادى و
تاریخى، ظاهر میسازد.
تولد ایدئولوژى نژادپرستانهى فاشیسم و نازیسم در
دوران جدید، محصول ایدئولوژیزهکردن ناسیونالیسم افراطى وطنپرستانه بر پایهى نوعى
از نگرش فلسفى به آراى فیلسوفانى چون هگل است که براساس آن، وجود پدیدهى دولت در
سیر تکامل تاریخ بشر، عالیترین مظهر پیوند روح و اخلاق و عقل از ازل تا ابد تلقى
میگردد. شوونیسم، صورت دیگرى از ایدئولوژى ناسیونالیسم وطنپرستانهى افراطى است
که با عصبیتورزى خودمدارانه و جعل مؤلفههاى خودساخته از ملیت، هیچ نوع تنوع و
تکثر فرهنگى، قومى، زبانى و نژادى را برنتابیده و کمترین حقى را براى دگرباشان
حامل و مدافع تکثرها و تنوعهاى مذکور، در محدودهى یک ملت بهرسمیت
نمیشناسد
اینروزها بازاراینترنت مجدداً رونق یافته ووبلاگهای بدنام وافراد مشکوکی، بیرحمانه به جان نیروهای سیاسی بلوچ افتاده وبه شیوه های گوناگون سعی میکنند تا آنها را بدنام کرده ونهایتاً وجود و ماهیت جنبش ملی بلوچستان را منکرشده و به زیرسئوال ببرند.
به نظر میرسد که سال ۲۰۱۱ برای دولت اسرائیل سال چندان خوبی نبوده است. به غیر از مشکلات داخلی و اعتراض مردم به مشکل مسکن و شرایط اقتصادی، تغییرات سریع سیاسی در کشورهای منطقه موسوم به "بهار عربی" نیز اسرائیل را با موقعیت ویژهای روبرو نموده است. تحولات مصر و سوریه، چالش در روابط با ترکیه و مسئله فلسطینیان دست به دست هم دادهاند تا برای اسرائیل سال پر دردسری را رقم بزنند.
فکر میکنم حزب الله خمینی و خامنه ای اینبار بنام « میر سوبان » زبان باز کرده است . در شرایطی که مردم آذربایجان نیز به جنبش سراسری مردم ایران برای سرنگونی حکومت پیوسته اند ، در شرایطی که نفس های رژیم پوسیده حاکم بر ایران بر اثر مقاومت و مبارزات مردم ایران از یکسو و ازجانب دیگر افشاگریهای وسیع نیروهای اپوزیسیون بلوچ و غیر بلوچ به شماره افتاده است ، حزب الله به مکری جدید روی آورده است و با نام یک بلوچ بنام « میر سوبان » وارد گود شده تا اختلافات را در درون نیروهای اپوزیسیون بلوچ تشدید نموده ، تا شاید از شدت مبارزات آنها کاسته شده و شاید آنها را به جنگ اندازد !
به قلم آقایان: ناصر بلیده ای و رحیم بندوئی سخنگویان حزب مردم بلوچستان
میر سوبان عزیز مقاله کوتاھى به نام "آرمانھاى پوشالى" نوشته و در آن مساىؑل سنگین وزن فراوانى را مطرح کرده است. جناب میر سوبان معتقد است که دو نفر دیوانه، بدون ''پشتوانه فکرى و سوابق سیاسى" سنگ بزرگى را در چاھى، بخوان؛ حمایت از مبارزات برابری طلبانه و عدالت جویى ملت بلوچ، انداخته اند که صد عاقل و اندیشمند بی ھمتا مانند میر سوبان و ھم فکرانش نمى توانند آن را از چاه بیرون بیاورند.
Editorial: No Strategy to Combat Sectarianism in Balochistan
It is a shame that the government of Balochistan does not have an official strategy to grapple with the menace of sectarian terrorism. The province is experiencing an upsurge in violent attacks targeting members of the Hazara community and Shia minority sect of Islam from Sunni militant groups operating inside Balochistan with absolute impunity.
آقای ...آزاد اولا شما از خود نام و نشانی دارید یا که نه؟ اگر دارید لطف بفرمایید و با آن اسم قشنگ خود عقاید خویش را بنویسید به نظرم خیلی به جا تر خواهد بود چونکه بعضی هااز نوشته های پر معنای شما اگر بدشان آید به بلوچ های ستم دیده مان باز دشنام رگبار نکنند مثلا بگویند بلوچ فلان فلان شده چه می نویسد و، بگذریم شما سئوالاتی از حقیر دارید ، متاسفانه جواب سئوالات شما در اینجا نمی گنجد .
چرا مردم بلوچ اندیشه یا افکار سیاستمدارن را دنبال نمی کنند چرا همیشه باید کورکورانه دنبال افراد برویم افراد سیاسی قبل به قدرت رسیدن خیلی حرفها خوب میزنند آیا به سادگی باید قبول کرد آیا میشود افرادی که همیشه موضع سیاسی خود را عوض میکنند میشود اعتماد کرد آیا میشود باز نسل آینده یک کشور را با ندانم کاری تباه کرد ولی من امروز یاد گرفتم که کور کورانه دنبال کسی نروم شفافیت از همه چیز مهم تر هست امروز پس با خرد و هوشیاری به آینده کشور نگاه کنیم .
مواجهه افراطیون مذهبی بلوچ با حکومت سکولار بلوچستان چگونه
خواهد بود؟
در تاریخ امروز ، بلوچستان همه موانع را پشت سر گذاشته ،
ایران و پاکستان هم مجاب شده و این جام را سر کشیده و بلوچستان بزرگ به استقلال دست
پیدا کرده ، اکنون چه کسانی این کشور نوپا و آوار شده را که مسلما خسارت و هزینه
های سنگینی در راه استقلال متحمل شده است رامدیریت خواهند کرد؟
• مسئله مورد بررسی من این است که آیا تجزیه¬طلبی یک حق است؟ بر چه اساس؟ که پاسخ من صریح بود، یک حق است، این حق ذاتی و طبیعی و غیرقابل انفکاک و تجزیه است، و معیار من هم پلورالیسم و تقسیم قدرت بود. حال اینکه اقلیتها با هم تصمیم گرفته¬اند توطئه کنند ربطی به آرای من ندارد ...
با پایان تعطیلات تابستانی و آغاز سال جدید کاری در فرانسه از ماه سپتامبر، هفته نامه های فرانسه طبق معمول هر سال، پرونده های قطوری را به خرید وفروش املاک مسکونی در این کشور اختصاص داده اند اما تحولات اخیر درلیبی، رابطه دمکراسی غرب با کشور های اسلامی و پیامد های تحولات "بهار عرب" در فرانسه همچنان موضوعات داغ این نشریات هفتگی را تشکیل میدهد.
اگر از پشتوانه فکری ، سوابق سیاسی و درایت این دوستان نادان فاکتور بگیریم و یک راست به اصل مطلب برویم در همان نگاه اول خواهیم دید که سنگ بزرگ علامت نزدن است.